پدر: دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی
پسر: نه من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم
پدر: اما دختر مورد نظر من ، دختر بیل گیتس است
پسر: آهان اگر اینطور است ، قبول است
پدر به نزد بیل گیتس می رود و می گوید:
پدر: برای دخترت شوهری سراغ دارم
بیل گیتس: اما برای دختر من هنوز خیلی زود است که ازدواج کند
پدر: اما این مرد جوان قائم مقام مدیرعامل بانک جهانی است
بیل گیتس: اوه، که اینطور! در این صورت قبول است
بالاخره پدر به دیدار مدیرعامل بانک جهانی می رود
پدر: مرد جوانی برای سمت قائم مقام مدیرعامل سراغ دارم
مدیرعامل: اما من به اندازه کافی معاون دارم!
پدر: اما این مرد جوان داماد بیل گیتس است!
مدیرعامل: اوه، اگر اینطور است، باشد
و معامله به این ترتیب انجام می شود ................
نتیجه اخلاقی: حتی اگر چیزی نداشته باشید باز هم می توانید
چیزهایی بدست آورید. اما باید روش مثبتی برگزینید!![]()
منو درگیر خودت کن تا جهانم زیر و رو شه
تا سکوت هر شب من با هجومت رو به رو شه
بی هوا بدون مقصد سمت طوفان تو میرم
من و درگیر خودت کن بلکه ارامش بگیرم
با خیال تو هنوزم مثل هر روز و همیشه
هر شب این حافظه من پر تصویر تو میشه
با من غریبگی نکن با من که درگیر تو ام
چشماتو از من بر ندار من مات تصویر توام
تو همین جایی همیشه با تو شب شکل یه رویاست
اخرین نقطه دنیا تو جهان من همین جاست
تو همین جایی و هر روز من به تنهایی دچارم
من نز دیک خودم کن تا تو رو یادم بیارم
با خیال تو هنوزم مثل هر روز و همیشه
هر شب حافظه من پر تصویر تو میشه
با من غریبگی نکن با من که درگیر توام
چشماتو از من بر ندار من مات تصویر توام
دخترک خنده کنان گفت که چیست
راز این حلقه زر
راز این حلقه که انگشت مرا
این چنین تنگ گرفته است به بر
راز این حلقه که در چهره او
اینهمه تابش و رخشندگی است
مرد حیران شد و گفت
حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است
همه گفتند : مبارک باشد
دخترک گفت : دریغا که مرا
باز در معنی آن شک باشد
سالها رفت و شبی
زنی افسرده نظر کرد بر آن حلقه زر
دید در نقش فروزنده او
روزهایی که به امید وفای شوهر
به هدر رفته هدر
زن پریشان شد و نالید که وای
وای این حلقه که در چهره او
باز هم تابش و رخشندگی است
حلقه بردگی و بندگی است

خانم با عصبانيت به شوهرش گفت :
تو ديگه شورش را در مي آوري چون دائم مي گويي (( خانه ي من )) ، (( تلويزيون من )) ، (( پسر من)) !
شوهر گفت : حق با توست ديگر نمي گويم ! ولي حالا ممکن است بگويي (( شلوار ما )) کجاست


کنار هر قطره اشکم هزار خاطره دفن
انقدر خاطره داری که گویی قد یک قرن
گلوم میسوزه از عشقت عشقی که مثل زهر
ولی بی عشق تو هر دم خنده با لبهای من قهر
درست با منی اما به این بودن نمی ارزه
تو که حتی با چشماتم نمیگی اه دوست دارم
اگه گفتی دوست دارم فقط بازی لبهات بود
و گرنه رنگ خود خواهی نشسته توی چشمات بود
هر چی عشق توی دنیا من میخواستم مال ما شه
اما تو هیچ وقت نذاشتی بین ما فاصله باشه
فکر میکردم با یه بوسه با تو همخونه می مونم
نمی دونستم نمیشه اخه بی تو نمی تونم
گله میکنم من از تو از تو که این همه بی رحمی
هزار بار مردم از عشقت تو که هیچ وقت نمی فهمی
چشام همزاد اشک و خون دلم همسایه اه
زمانه گرگ و عشق تو شبیه مکر روباه
شدم چو پان ساده لوح کنار گله ی احساس
چه رسمی داره این گله سر چنگال گرگ دعواست
تو انقدر خو استنی هستی که این گله نمی فهمه
اگه لبخند به لب داری دلت از سنگ و بی رحم
ببخش خوبم اگه این عشق حیله ی تو رو رو کرد
نفرین به دل ساده که به چنگال تو خو کرد
(فقط اینها مونده بودن) من کاره ای نیستم عکسها اینجوری

ترانه خون شب تو که میسوزه در تب تو
اون که یه عمر غصه داره از دیدن غربت تو
تمام لحظه هاش شده فدایی صحبت تو
مرحم زخمهای تنش فقط یه بار دیدن تو
شهر سکوت چشم تو پر از ترانه های ناب
برای یک بارم شده بذار بشم اسیر تو
مسافر شاه شبم ، تو این خیال دور و دراز تو یی همه و جود من دلم به تو داره نیاز
همسفر قسمت من تو یی تو اوج بی کسی دست منو بگیر که تن پر شده از دلواپسی
بقل بقل ترانه ها پیشکش ناز اون نگات این دل نا لایق من اخ فدای هق هق صدات
قاب کبود و زرد و مات الهی که دلم فدات
من تو رو دوست دارم و تو اخر قصه هام به پات

همه میگن تو منو دوست نداری همشون پشت سر تو بد میگن
نمی دونند تو از اسمون میای خودشون اهل یه دنیای دیگن
همه میگن اسمشه تو با منی توی قلب تو یکم جا ندارم
روی اسم تو باید خط بکشم برم و چشماتو تنها بذارم
نمی دونند تو بهانه ی منی
نمی دونند تو از اسمون میای
نمی دونند که تو دل نمی شکنی
تو رو با خیلی ها دیدن همشون همه میگن بی وفایی میکنی
به من میگن داری محبتو از چشای اون گدایی می کنی
اونها از چشهای تو بی خبرن نمی دونند که نگات نفس داره
اونها غافل اند که چشم روشنی توی نور ماه نقره ای دست داره
همه میخوان که ازت دست بکشم همشون بهم میگن دیوانه ای
نمی دونند تو بهانه ی منی معنی شعرهای عاشقونه ای
؟؟؟




